کاربر مهمان ورود
افزايش علاقه به كار بدون وسواس

كار كردن، براي برخي از افراد، با احساس مثبت و شادي دروني همراه است؛ به گونه‌اي كه بر همه جوانب كار احساس كنترل دارند و كار با ديگر فعاليت‌هاي روزمره‌شان هماهنگي دارد. روانشناسان معتقد هستند چنين افرادي داراي علاقه هماهنگ هستند؛   

اثير نگرش فردي بر كارآيي، افزايش علاقه به كار بدون وسواس

اما در نوع ديگري از علاقه نسبت به كار كه همان علاقه وسواسي ناميده مي‌شود، افراد، ميل شديدي به درگيري با كار داشته و تضاد بيشتري بين علايق شخصي و ديگر زمينه‌ها در زندگي احساس مي‌كنند. كار اين افراد اغلب موجب مي‌شود كه آنها نسبت به خود احساسي منفي و بي‌ثبات داشته باشند. تفاوت مهمي ‌بين علاقه وسواسي و هماهنگ وجود دارد. علاقه وسواسي هم مي‌تواند مفيد و سازنده باشد؟ زماني كه متوجه علاقه وسواسي خود شديد، چه كار بايد كرد؟
به عقيده برخي مفسران، گاهي وسواس در مراحل اوليه راه اندازي يك شركت مي‌تواند مفيد باشد؛ اما اختلاف نظرهايي در اين زمينه وجود دارد. علاقه وسواسي به ندرت سودمند است. افراد با وسواس زياد فقط داراي تمركز بالا، متعهد و فداكار نيستند، بلكه داراي شخصيتي غيرقابل انعطاف، بيش از اندازه متعهد به كار هستند و جدايي از كار براي آنها بسيار دشوار است و به ندرت هم اتفاق مي‌افتد. به اين ترتيب، عادات بد از ابتداي كار شكل مي‌گيرد و در طولاني مدت منجر به فرسودگي شغلي مي‌شود. توجه داشته باشيد كه علاقه هماهنگ در كار با پيشرفت در ارتباط است. به عبارت ديگر فرد از نظر رواني در محل حضور دارد و در كار غرق مي‌شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه اين نوعي از پيشرفت است كه به خلاقيت و نه به وسواس منجر مي‌شود. احساسات مثبت و شادي دروني كه ريشه در علاقه دارد به عظمت و بزرگي فرد منتهي مي‌شود. از طرف ديگر، احساسات منفي، سختي كار و بي‌ثباتي شخصيت است كه همگي معلول وسواس در كار هستند. اكثر مردم حداقل داراي كمي‌ علاقه وسواسي يا هماهنگ نسبت به كار هستند. رمز موفقيت در كار با افزايش بهره‌وري، مبارزه با فرسودگي شغلي، افزايش علاقه هماهنگ و كاهش علاقه وسواسي ارتباط مستقيم دارد.
تغيير علاقه وسواسي، به علاقه هماهنگ
متاسفانه، تحقيقات علمي زيادي درباره تاثير عملي علاقه انجام نگرفته است؛ اما مي‌توان به چندين مورد موثر در اين زمينه اشاره كرد. در واقع اين فرآيند داراي دو بخش است. ابتدا تشخيص علاقه وسواسي و سپس تقويت علاقه هماهنگ.
علائم خاصي، نشان دهنده علاقه وسواسي به كار است. در زير به چندين مورد اشاره شده است:
1. احساس انرژي كافي به هنگام انجام كار: آيا با شور و اشتياق درگير كار مي‌شويد و از انجام كار لذت مي‌بريد؟

2. تعريف خود با معيارهايي به غير از كار: كار چه بخشي از زندگي شما را به خود اختصاص مي‌دهد؟

3. داشتن تصوير مثبت از خود: افراد با علاقه وسواسي تصوير منفي از خود دارند و ارتباطات ناخودآگاه غيرارادي بين خود و مفاهيم نامطبوع برقرار مي‌كنند.

4. مكالمه دروني مثبت: براي مثال مكالمات شما در حين كار با كلماتي مانند خواستن، به دست آوردن و انتظار عجين شده است؟ يا با كلماتي مانند بايد، لازم و اجبار همراه است؟

5. توقف كار در هر زمان: تحقيقات اخير نشان مي‌دهد بازيكناني با علاقه هماهنگ كه آنلاين بازي مي‌كنند، احساس مثبتي به بازي داشتند و از طرفي ديگر بازيكنان با علاقه وسواسي هم در حين بازي و هم در صورت محروميت از بازي، احساس منفي و سرخوردگي داشتند. آيا همواره حتي با وجود بي‌ميلي احساس مي‌كنيد مجبور به كار كردن هستيد؟ احساس تغيير و پيشرفت در واقع يك تجربه لذت بخش است؛ در حالي كه علاقه وسواسي به كار، با حس اجبار همراه است.

احتمالا پس از خواندن ليست و مشاهده علائم، متوجه وسواس خود شده‌ايد. اگر ميزان علاقه وسواسي بيش از حد است، راهكارهايي براي رفع چنين مشكلي وجود دارد:
برنامه‌ريزي اوقات فراغت: اگر به كار خود علاقه وسواسي داريد، با برنامه ريزي و انجام فعاليت‌هاي ديگر (مانند صرف ناهار با يك دوست يا انجام فعاليت ورزشي) اوقات آزاد خود را در طول روز پر كنيد. تعطيلات و اوقات فراغت را به خانواده، دوستان و انجام فعاليت‌هايي اختصاص دهيد كه از انجام آنها لذت مي‌بريد. برنامه‌ريزي در زندگي موجب صداقت در زندگي هم مي‌شود.
فراموش كردن كار: پس از ترك محل كار، دسترسي به كار را غيرممكن كنيد، براي مثال كامپيوتر و كارهاي مختلف را به منزل نياوريد و از ايميل‌هاي جداگانه‌اي براي خود و محل كار استفاده كنيد. در منزل به هيچ وجه سري به ايميل‌هاي كاري نزنيد (در صورت اجبار و صرفا محض اطلاع، پيغام بگذاريد كه در سر كار نيستيد). علايق افراطي همانند عادات ناپسند بايد به تدريج فراموش و كنار گذاشته شوند.
تغيير الگوهاي فكري: وانمود كنيد كه داراي طرز فكر علاقه هماهنگ هستيد. براي مثال،‌ فكر «بايد و الزام» را به «خواست و تمايل» تغيير دهيد. ابتدا، به نظر دشوار و ناخوشايند است؛ اما در نهايت طرز تفكر علاقه وسواسي و رفتارهايي در اين رابطه، از بين خواهد رفت. طبق تحقيقات اخير، تغيير الگوهاي فكري موجب افزايش عزت نفس و علاقه هماهنگ مي‌شود.

سرگرمي ‌جديد: خود را بيش از حد وقف كار و انجام پروژه‌هاي مختلف نكنيد؛ چون عواقب منفي به دنبال خواهد داشت. انجام كارهاي جانبي احساس مثبتي، به همراه دارد و هر اندازه انجام كار فضاي كمتري از زندگي شما را به خود اختصاص دهد، به همان نسبت از ميزان فرسودگي شغلي كاسته خواهد شد.
اگر تمامي‌ اين موارد كمك چنداني به شما نكرد، به مورد كاوي زير توجه كنيد: موسيقيدان جوان و با استعدادي مردد بود نوازندگي را به عنوان حرفه دنبال كند يا براي كسب تجربه و اطلاعات بيشتر، نوازندگي را براي مدتي به تاخير بيندازد. هنرمندان با استعداد بسياري با اين كار تجارب فراواني به دست آورده‌اند. از طرفي، زمان‌بندي در عرصه موسيقي اهميت فراواني دارد و از سوي ديگر، استعداد صرفا در عالم موسيقي كافي نيست. شنوندگان نه تنها به استعداد هنرمند، بلكه به موارد بسياري مانند حساسيت، حالت، دانش و تجارب كسب شده در خارج از حوزه موسيقي اهميت فراواني مي‌دهند. نهايتا، موسيقيدان ادامه حرفه موسيقي خود را به تعويق انداخت تا به تقويت حس خودبپردازد.
او تجارب اندوخته آن سال‌ها را با حساب بانكي مقايسه مي‌كند كه مايه دلگرمي، احساس امنيت و تقويت روحيه در طول زندگي است. مطمئنا چنين مسيري براي او چندان آسان و هموار نبوده است، از درس تاريخ موسيقي در دانشگاه‌ هاروارد نمره خوبي نگرفت، اما بعيد به نظر مي‌رسد تجارب كسب شده در سال‌هاي غيرآكادميك به ضرر كار حرفه‌اي‌اش بوده باشد. در حال حاضر يكي از بهترين نوازنده‌هاي ويولن سل است و نه تنها به دليل استعداد باورنكردني و احساس فداكاري قابل توجه است، بلكه به دليل وسعت تفكر هنري، دلسوزي، توجه، دانش، اشتياق مثبت و از همه بيشتر به دليل علاقه هماهنگ مورد توجه است.
يكي از مهم‌ترين نكات به منظور اجرا، خلاقيت، تصور و قوه ابتكار، داشتن علاقه است. به هيچ عنوان نمي‌توان وجود علاقه را رد كرد، اما در زندگي به ندرت متوجه علاقه خود به ديگر بخش‌هاي مهم زندگي مي‌شويم. هنگامي ‌كه زندگي فردي از تعادل خارج مي‌شود، علاقه دچار وسواس شده و زيان بار مي‌شود. اما زماني كه از شخصيت و كار خود احساس رضايت كرده و درگيركار شويم، آن گاه علاقه به ركن اساسي موفقيت طولاني مدت تبديل مي‌شود.